احمد مجد الاسلام كرمانى
157
تاريخ انحطاط مجلس ( فارسى )
سلوك رفتار خواهد نمود رأى بدهيد : درباريها پذيرفتند پس از آن تلگراف امير نظام را از نظر شاه گذرانيد ، شاه گفت چه بايد كرد ؟ ! همه متفق القول گفتند ، امروز شايسته اين مقام امين الدوله است و امين الدوله هم در اين وقت پيشكار محمد على ميرزاى وليعهد در تبريز بود و از اين مقام بسيار ملالت داشت و از اخلاق وليهد در عذاب بود تا حسب الامر او را احضار نمودند فوزى عظيم دانسته فورا بچاپارى حركت نمود و در تهران اول وزير اعظم شد و در روزى كه وزير اعظم گرديد بفرمانفرما نيز يك قمه مرصع دادند و او را خاطر جمع نمودند و پس از چند روز فرمانفرما معزول شد و امين الدوله صدر اعظم شد خواستند فرمانفرما را با احترام از تهران روانه نمايند كه ديگر فساد نكند با اينكه حكومت كرمان با او بود و نايب الحكومه در كرمان داشت گفتند حكومت هرجا را كه بخواهى ميدهيم كه به روى ، او حكومت فارس را خواست و آنوقت حكومت فارس با ناظم الدوله بود . حكومت فارس را به فرمانفرما دادند از رفتن طفره داشت و رفت در شاهزاده عبد العظيم بعنوان نقل مكان ماند و مشغول فساد شد آخر ناچار امين الدوله رفت و او را از شاهزاده عبد العظيم حركت داده و با خودش تا كاريزك برد . فرمانفرما از امين الدوله گله كرد كه من باعث صدارت شما شدم و شما باعث عزل من امين الدوله جواب داد ، كه من باعث عزل شما نشدم ليكن در موقعى كه شاه خواست شما را عزل كند چون از مقدمات خبر داشتم ديدم فايده ندارد سكوت نمودم . خلاصه فرمانفرما رفت و چندى در قم اقامت نموده مشغول كار شد از جمله تدابير اين بود كه تمام مالش را بشاه در نزد آقا شيخ حسن كه از علماء قم بود مصالحه نمود و مصالحهنامه را براى شاه فرستاد و شاه قبول ننموده مصالحهنامه